مجتمع آموزشی جماران اداره آموزش و پرورش منطقه 11 تهران

اصول ارتباطی والدین با نوجوان

خانواده محیط اصلی پرورش نوجوان محسوب می شود. رفتار و کردار اخلاقی و تامین زندگی بدون اضطراب، نوجوان را به سوی تقوا و درستکاری سوق می­ دهد. خانواده‌ای سالم و پویا نامیده می ­شود که بین اعضای آن خانواده (بین پدر ومادر و بین پدر و فرزندان و بین مادر و فرزندان) ارتباطات سالم و سازنده برقرار باشد. والدین یعنی پدر و مادرهای توانا کسانی هستند که علاوه برداشتن دانش و اطلاعات در حوزه کودک و نوجوان، مهارت استفاده از این دانش را هم بلدند که چگونه باید از این دانش و اطلاعاتشان استفاده کنند. ما غالبا یا نسبت به بچه ها عشق داریم یا قدرت. در حالی که اصل مهم می ­گوید شما باید عشق توام با اقتدار داشته باشید یعنی در عین مهربان بودن و صمیمیت و پذیرا بودن مقتدر هم باشید، جاهایی هم لازم است شما اقتدار و قانون را داشته باشید.

والـدین بایـد از شـیوه­ هـا و راهکارهـای مناسـب در برقراری ارتباط با فرزنـدان آگـاهی داشـته باشـند. بـرای مثـال در دوران کـودکی بـا محبت کردن، بازی کردن و... می ­توان به کـودک شخصـیت داد و بـا ایجـاد امنیـت روحی و روانی ارتباط مؤثری با او برقرار کرد، در حالیکه در دوران نوجوانی وضع به گونه ­ای دیگر است و با ایجاد عزت نفس، تقویـت اعتمـاد بـه ­نفـس و ... مـی ­تـوان زمینه ­های رشد و کمال نوجوان را فراهم نمود و راه ارتباط با او را فراهم کرد.

مهمترین اصول و مهارت­ های ارتباطی والدین با نوجوانان به شرح زیر می باشد :

اصل برآورده نمودن نیازهای پایه

نوجوان مثل بقیه افراد نیازهای اولیه ­ای دارد که این نیازهای اولیه همان نیازهای جسمانی و فیزیولوژیک آنهاست. در این سن چون همزمان با هم رشد جسمانی و احساسی را با هم تجربه می­ کنند و نیز نسبت به دنیا هویت پیدا می ­کنند و جهان بینی شان هم شکل می­ گیرد. این نیازها همزمان می­ شود و به همین دلیل والدین باید تنها نکته ­ای که به یاد داشته باشند« به اندازه، بجا و بموقع نیازشان را برآورده کنند.» یعنی آن طور نیست که من بخواهم به نوجوانم یاد بدهم که وقتی هوس چای می ­کند باید صبرکند تاپدر بیاید. آنقدر سطح هیجان نوجوان بالاست که اگر قرار است به بچه های کوچک بگوییم این چای باید دم بکشد راحت­تر قبول می­ کنند؛ اما برای نوجوان، چون یک شخصیت مستقل تعریف کردیم دیگر متوجه نمی ­شود الان که من گرسنه­ ام چرا مامان می ­گوید صبرکن تا بابا بیاید پس باید پشت صبر کن! دلایل منطقی داشته باشد.

بنابراین نیازهای اولیه (نیازهای جسمانی و فیزیولوژیکی) باید به موقع، به اندازه و بجا ارضاء شوند.

اصل ایجاد امنیت روانی

خانواده، مهم‌ترین کانون تأمین‌کننده نیازهای روانی فرزند است. ما باید خانه و خانواده را مهم‌ترین کانون تامین‌کننده نیازهای روانی یک نوجوان بدانیم چرا؟ چون در این سن به دلیل اینکه مستقل می‌شوند خیلی راحت(یا تحت تاثیر محیط ­اند یا دوست دارند با هم سن و سال‌هاشان باشند و دوست دارند وقت بیشتری را در بیرون از خانه بگذرانند. پس باید اصل ما این باشد که اینقدر  فضای خانه و خانواده سرشار از امنیت و آرامش و حتی جذابیت باشد. من با نوجوانم حرف مشترکی داشته باشم من با نوجوانم شوخی کنم، من نوجوانم را دعوت کنم بیا نظر بده. «ما می ­خواهیم برویم تعطیلات هفته آینده مسافرت؛ سرعین برویم یا کوهرنگ. اینکار را انجام بدهیم یا آن کار را یا چیدمان خانه یکنواخت شده تو فکر می­ کنی چه تغییری باید بدهیم؟ همه اینها باعث می­ شود که او امنیت روانی داشته باشد.

تمام تلاش پدران و مادران مسئول و آگاه، باید بر این اصل باشد که فضای خانه و خانواده سرشار از امنیت و آرامش باشد.

اصل محبت

اساس یک رابطه سالم و درست میان شما و فرزندتان محبت کردن و دوست داشتن (مبادله مهر و عطوفت) است. ما غالبا فکر می­ کنیم ما محبت را می­ دهیم اما محبت یک مبادله دو طرفه است! مهر و عطوفت را می‌دهیم. مهر و عطوفت می ­گیریم دوست می‌داریم. دوستمان می‌دارند. خیلی وقت ها نوجوان فقط تشنه یک نگاه محبت آمیز تان است. چرا؟ چون در کودکی بچه ­ها فقط کلام ما را متوجه می ­شوند هر چه به سن نوجوانی می­ روند. اتفاقاٌ کلام ما کمتر تأثیر دارد. آنها به حرکات، رفتار، اعمال ما نگاه می­ کنند توجه و محبت شما به نوجوان از طریق کلام و غیر کلامتان تقویت کنندة مثبت است. ما برای زمان آینده سرمایه‌گذاری و سپرده می­کنیم. برای زمانی که نوجوانی و هیجاناتش را پشت سر گذاشت. فرزند ما در دوره چوانی در عین رشید بودن رعنا بودن به والدین خود احترام می­ گذارد. جلو پای پدر برمی­ خیزد مادرش را درست خطاب می ­کند تصمیماتی که می­ گیرد آنها را در جریان می­ گذارد. به آنها احترام می­ گذارد؛ این رفتار و اعمال در اصل سرمایه‌گذاری بوده است که والدین او در دوران کودکی و نوجوانی انجام داده­اند. یک نگاه محبت‌آمیز یا یک نوازش مهربانانه بزرگترین معجزه را می‌کند و رفتار فرزندتان را به سوی خلاقیت، خیر و نیکی تغییر جهت می‌دهد. بی شک توجه و محبت کردن، یک نیاز اساسی روانی و یک تقویت کننده مثبت است.

اصل پذیرش و احترام

مهم‌ترین مسئله این است که فرزند نوجوان شما بداند شما او را همانطوری که هست پذیرفته ­اید. خیلی وقت­ ها فکر می­ کنند پذیرش ما به آنها کم شده ­است و این هم به دلیل مستقل ­شدن آنهاست؛ یعنی آنها بزرگ شده‌اند. چون به بلوغ ­رسیده ­اند. چون بعضی از کارهایی انجام می ­دهند که نشانه باوغ آنهاست و مستقل شدن. خلاصه چون بعضی از رفتارهایی که انجام می ­دهند، پذیرش ما نسبت به آنها کم شده است. بنابراین در آن شرایط ما باید به آنها حس محترمانه بودن بدهیم و به آنها بگوییم آنها قابل احترامند و به آنها بگوییم ما هم سن و سال شما بودیم این شرایط را درک کردیم. یادم‌‌ می ­آید من هم دختر نوجوانی بودم به ظاهرم اهمیت می‌دادم یعنی در جهت زمان بودن او قدم برمی‌داریم تا مسئله عادی شود و بداند ما او را همانطور که هست پذیرفته‌ایم. دومین چیزی که وجود دارد شخصیت‌ اوست و بداند که برای ما قابل احترام است اگر از قبل به او آقا و خانم خطاب نمی‌کردیم. از این پس او را خانم یا آقا صدا کنیم. ودلیل این را هم بگوییم تو دیگه برای خودت مردی شدی. تو دیگه برای خودت خانمی شدی. و حق و حقوقش را به او بگوییم. به او بگوییم تو می­توانی اظهارنظر کنی. تو اگر مخالف نظری هستی، می­توانی بگویی. از این به بعد اصول ارتباط درست را به او یاد می ­دهیم. تو می­توانی در مورد خواسته ات صحبت کنی. تو می­توانی نیازت را بیان کنی. یا تو می­توانی در مورد احساست صحبت کنی. دوباره در مورد نیازهایت صحبت می­ کنیم و او را همانطور که هست پذیرش بپذیریم. اینها همه چهار نکته اصل پذیرش و احترام را می­ گوید. که این اصل پذیرش و احترام زمینه ساز پذیرش و احترامی است که قرار است در آینده او برای من داشته باشد. بنابراین محترم شمردن نوجوان، احترام به شخصیت و حقوق او، توجه به نیازهای همه جانبه او و پذیرش او همانطور که هست از مهمترین اصول برقراری ارتباط است.

اصل برخورد مثبت و مثبت فکر کردن

وقتی با نوجوان روبرو می­ شوید حتی اگر از او عصبانی هستید، نه با حرکات بدنتان و نه با زبانتان نباید با او مواجه شوید یعنی او نباید احساس کند که شما می­ خواهید به او حمله، تنبیه، قضاوت یا اورا ارزیابی کنید. عبارات و کلماتی هم که استفاده می­ کنید باید همه مثبت باشند، تشویقی برای تغییر باشد؛ ابتدا با یک نکته مثبت از نوجوانتان شروع کنید، سپس مطلبی اصلی که مدنظرتان است بگویید و در باره آن مسئله صحبت کنید و مجدد یک نکته مثبت بگویید. مثلا به او بگویید «از اینکه من بچه ­ای دارم که اهل درس است و آنقدر اخلاق و رفتار خوبی دارد؛ اما به او یادآوری می­ کنیم زمان استفاده از تبلت را مدیریت کند، زیرا من و پدر را نگران کرده است.» مجدد از او تعریف می ­کنید. «ما از هوش و استعدادت حیفمان می‌آید. برای اینکه تو یک آدم موفقی خواهی شد و برای اینکه نگران تو هستیم.» هنگامیکه با نوجوانی روبرو می­ شوید، سعی کنید با او برخورد مثبتی داشته باشید، از کلمات و عبارات تشویق آمیز استفاده کنید و به دنبال نکات مثبت او باشید، نه عیب جویی و ایراد گرفتن از او.

اصل برقراری ارتباط کلامی و عاطفی

در هر فرصتی که پیش می آید با فرزندان خود صحبت کنید و با آنها در یک فضای گرم و صمیمانه ارتباط کلامی و عاطفی برقرار کنید.

«با نوجوانتان ارتباط کلامی و عاطفی خوبی داشته باشید.» هر فرصتی پیش آمد، با او ارتباط مثبت برقرار کنید. مثلا وقتی می‌بینید بچه نوجوانتان از ساعت 1 تا 3 بعدازظهر در اتاقش هست و در اتاق هم بسته، شما می ­توانید از این فرصت استفاده کنید یک استکان چای با کشمش به اتاقش ببرید و بگویید امروز در اداره که بودم خواندم که کشمش آنتی‌اکسیدان زیادی دارد گفتم امروز با هم چایی بخوریم. تحقیقات نشان می ­دهد هر چقدر خانواده‌ها در سن نوجوانی فرزندشان، برای نزدیک شدن به آنها ارتباطات کلامی و غیرکلامی بین همه اعضای خانواده برقرار شود و به او محبت کنید و او احساس کند مورد توجه است؛ نوجوان بیشتر و بهتر این سن را پشت سر می­ گذارد؛ نه اینکه من و بچه ام خوب باشم ولی پدرش را هفته ­ای یکبار ببیند. ارتباط پسرم با پدرش خوب باشد ولی مرا به عنوان آشپز ببیند. «پسری که آمده بود برای مشاوره می­ گفت: مادر من زن خوبی است خوب آشپزی می­کند. خوب لباس ها را می­ شوید. ولی من می­توانم غذا را از بیرون تهیه کنم. لباس ­ها را به خشکشویی بدهم. من محبت می­خواهم. من درک شدن می­خواهم. دربارة‌ دوستانم نظر بدهد، که من بدانم چه جالب والدینم به من و دوستانم توجه می­کنند. ولی نه به صورت انتقادی به شکلی بگوید که من احساس کنم مورد توجه هستم. نه مورد انتقاد؛ وقتی بصورت انتقادی نظراتشان را می­ گویند. ما را هم همراه دوستانم زیرسوال می­ برند. ولی وقتی نظرشون را فقط در مورد دوستمان می­ گویند برایمان دلپذیر است که مورد توجه والدینمان هستیم.

اصل پرهیز از افراط و تفریط

سعی کنید با نوجوانان، بر اساس اصل اعتدال رفتار کنید. اصل ارتباط با نوجوان اصل اعتدال است مقررات و انضباط را تعیین کنید. برای اعمال مقررات سعی کنیم در مرحله اول  شما پایبند باشید. «پدری که خودش سیگار می ­کشد . نمی­تواند به نوجوانش بگوید سیگار بد است و نکش. مادری که خودش مدام با گوشی همراه بازی می ­کند نباید به دختر نوجوانش بگوید اینکار را نکن.» از طرفی هم استبداد به درد نمی­خورد. «نباید از والدین بخواهیم با ما کار نداشته باشند به این دلیل که ما به یک حد رشد رسیدیم» و یا «والدین بگویند: تو با من کار نداشته باش، آب از سر ما گذشته است.» این جملات را وقتی به نوجوانمان می­گوییم اعتدال از بین می ­رود. گویی به او می­ گوییم که من با تو متفاوت هستم. گاهی در افراط و تفریط یعنی اصل اعتدال شاید لازم باشد اغماض کنید و نبینید این دفعه چه اتفاقی افتاد، برای اینکه اعتدال به هم نخورد. مثلا اگر من به دخترم بگویم در گوشی همراهت فلان مطلب یا عکس را دیدم، حتما باید واکنشی نشان بدهم؛ اگر آنجایی که می­ دانید نمی­ توانید واکنش مناسب را نشان بدهید، یه جوری رفتار کنید که انگار ندیدید. بعد با مشاور یا دوستی مطرح کنید. کسی که به او نزدیک است و او به نوجوانتان بگوید مثلا اگر والدینت متوجه شوند ... یعنی غیرمستقیم انگار که هنوز والدین متوجه نشده­ اند، نوجوان به فکر می­ افتد و سعی می­ کند کار درست را انجام دهد.

اصل پرهیز از تحمیل کردن

گاهی پدران و مادران به زمان عصر خود اشاره می کنند و بی توجه به مقتضیات زمان و مکان تأکید می کنند که وقتی به سن شما بودیم اینگونه رفتار می کردیم، اینگونه لباس می پوشیدیم و ... و نظایر آن را از فرزندان خود انتظار دارند.

«چیزی یا کسی را به نوجوانمان تحمیل نکنیم.» بدترین تحمیلی که به نوجوانمان می­ کنیم از او می­ خواهیم مثل ما باشد یادتان باشد دنیا تغییر کرده و بر اساس این تغییرات روحیات و نیازهای ما هم تغییر کرده است.

«چقدر شما مادر و پدرانتان را داشتید و بچه‌های ما چقدر ما را ندارند.» من وقتی به خانه می‌آمدم بوی غذای مامان همیشه خانه را پر کرده بود. در صورتی که بچه‌های الان وقتی می ­آیند خانه اولین کاری که باید انجام دهند باید غذا را گرم کنند. گاهی ناگزیرند غذای خواهر یا برادر کوچکشان و یا حتی پدر را هم گرم کنند! چقدر اوضاع فرق کرده چرا از آنها انتظار داریم.

در حالی که باید به فرزندان اعتماد کرد و به آنها اجازه داد که به تدریج پس از کسب آگاهی لازم بتوانند خود تصمیم گیری در امور زندگی، تحصیلی و شغلی را تمرین کنند.

پرهیز از مقایسه کردن

تفاوت های موجود در انسان ها، بیانگر این نکته است که پدر و مادر باید به فرزندان خود مطابق روحیه، علایق، توانمندی‌ها، استعدادها و ویژگی های فرزند خود رفتار کنند. ما وقتی هم سن وسال شما بودیم. با شکلاتی خوشحال می­شدیم. حالا الان باید فلان چیز را برای شما بگیریم، «به نوجوانتان اعتماد کنید. به آنها اجازه بدهید در مورد امور تصمیم گیری کنند.» آنها هم شبیه ما بودند اما در دنیایی مدرن تر، سخت تر، سردتر، از لحاظ حوزه ارتباطی. بدترین کاری که ما می ­توانیم انجام بدهیم مقایسه کردن است. در هر سنی مقایسه کردن بد است و این کار در نوجوانی بدترین کار است. اگر کودک را با دیگری مقایسه کنیم چون او چارچوب ندارد او ناراحت نمی ­شود ولی وقتی نوجوان را با دیگری مقایسه می­ کنید بزرگسال می­ شوند و می­ توانند تجزیه و تحلیل کنند، عصبانی می­ شوند و غالبا می­ فهمند به چه دلیل او را مقایسه کرده­اید. برای نوجوان خیلی سخت است که او را با کسی دیگر مقایسه کنید. هرگز توانایی ها و ضعف های فرزندی را با فرزند دیگر یا نوجوانی را با نوجوان دیگر مقایسه نکنند.

توجه به کسب هویت نوجوانان

« توجه به کسب هویت نوجوان».  هر چه که ما الان هستیم همان تصمیمی است که در سن 14 -15 سالگی گرفتیم. یعنی بازده بین 12 تا 18 سال من شما الان ما را تشکیل داده است. در همان بازده سنی، من رشته تحصیلیم را انتخاب کردم. در همان بازده مشخص شد که من آدم مذهبی هستم. تا قبل از 12 سالگی مادرم مرا مجبور می ­کرد چادر بپوشم. جملاتی که والدین به دکتر مشاور می ­گویند: تا وقتی که دانشگاه نرفته بود همه چیز خوب بود. از وقتی که دانشجو شد همه چیز تغییر کرده است، اگر تا 18 سالگی فرزندم را طوری بزرگ کردم که کار خلاف شرع انجام نداد، دخترم به پسری نگاه نکرد و پسرم هم خلاف شرع انجام نداد، پس از آنکه وارد جامعه بزرگتر (دانشگاه) شد، (در 17-18 سالگی وارد رابطه شد). جوان در این سن هویت پیدا می ­کند. هویت مالی، تحصیلی، شغلی پیدا می­ کند. نظرش نسبت به همسرآینده خود طبق آنچه که بین والدینش است، انتخاب می ­کند و تصمیم می­ گیرد. اگر در این زمان  فرزندتان احساس ارزشمندی کند، هویت مثبت از خود پیدا می­ کند و این مسئله به او کمک می ­کند که در آینده با هر فشاری و هر شرایطی که مواجه شد تصمیم به انتخاب درست با ملاک­ ها و معیارهای خودش انجام دهد. نوجوان نیاز دارد هویت مشخصی از خود به دست آورد تا بتواند به عنوان فردی مستقل به زندگی­اش جهت دهد، احساس ارزشمندی کند، از وابستگی ­ها رهایی یابد و بالاخره بتواند برای استقلال مالی، تحصیلی، شغلی، ازدواج و آینده خود برنامه ­ریزی کند. کسب هویت به خودی خود امر بزرگی است و نوجوان را با فشارهای گوناگونی روبرو می­ سازد.در این شرایط والدین وظیفه دارند با رعایت اصول برقراری رابطه انسانی، با شکیبایی و بردباری با فرزند

نوجوانشان رابطه برقرار کنند و با او مدارا نمایند تا فرزندان به سلامت این دوره را پشت سر گذراند و آنرا طی کنند.

اصل صداقت

مهمترین اصلی که به برقراری رابطه انسانی میان والدین و فرزندان کمک می کند، اصل صداقت یا صادق بودن در گفتارورفتار است. مهمترین اصل در روابط انسانی صداقت است چون قابل درک است. زمانی که ما دروغ می‌گوییم فکر می­ کنیم بقیه متوجه نمی­ شوند زیرا فرزندان به سهولت به میزان صداقت والدین با خودشان پی می برند و میزان اعتماد خود را به والدین برحسب آن تنظیم می­ کنند. هر چقدر میزان صداقت بین شما و نوجوانتان بیشتر باشد. سهولت ارتباط بیشتر است. راحت­­تر با شما ارتباط می­ گیرد راحت­تر می­ آید دردودلش را با شما درمیان می­ گذارد که مثلا پسری به من پیامک داده است. این میزان اعتمادی که بین من و نوجوانم ایجاد می­ شود. میزان صداقت من است. بچه در رفتارهای ما چیزهایی می ­بیند که نمی ­تواند به ما اعتماد کند. یه جایی که او علیرغم میل من بوده گویا رفتاری کردم که به صداقت من شک کرده و نمی­ تواند اعتماد کند. باید اعتماد بین فرزندان و والدین پدر یا مادر فرق نمی­کند؛ شکل بگیرد. خیلی مهم است که من و شما در حیطه نوجوانی فرزندانمان (یکی از والدین) منبع اعتماد باشیم و دیگری اقتدار یعنی به یکی اعتماد کند و از دیگری نه اینکه حساب ببرد ولی بداند که دیگری پدر احترام بیشتری برایش قائل است. جنس فرزندتان هر چه که باشد دختر یا پسر، بهتر است مادر منبع محبت باشد و پدر نشان اقتدار.

قاطع و جدی بودن

در کنار تمام اصول برقراری رابطه انسانی با کودک و نوجوان، اصل قاطع و جدی بودن مطرح می شود، متأسفانه برخی از والدین با فرزندان یا بسیار خشک و رسمی هستند و یا بسیار مهربان و نرم. این اصل را والدین با خشک ورسمی بودن و گذاشتن قاعده ­های خشک نادرست است همانطور که در بحث چهاردیواری گفتیم سقف قاعده ­ها را پایین نزنید که بچه ­ها خفگی کنند، دلگیر شوند، منتظر فرصت باشند که از آن خانه بیرون بروند و هر کاری دلشون خواست انجام دهند. قاطع بودن به معنای جدی و عصبانی و خشونت و سختگیری نیست. قاطع بودن به معنای اینکه قانونی که با هم تعریف کردیم باهم  به اجرا بگذاریم. اگر والدین یا فرزندان در جایی از این قواعد خطا کردند می­ توان برای بار اول دربارة دلیل خطا صحبت کنیم و بار دوم برای اینکه چرا تکرار شد صحبت کنیم و اگر بار سومی اتفاق افتاد آنجا بررسی کنیم شاید قانون ما غلط است اما بعد از بار سوم، والدین باید قاطع باشند. به َآنها بگویید گویا مشکلی وجود دارد شاید مشکل از من و ملاک من است. مشکل از قانونی است که تعریف کردیم یا مشکل از توست خوب بیا کمک کنیم و مشکل را حل کنیم؛ ممکن است در این قسمت بچه­ ها بگویند «اعتماد به نفس نداریم یا جرئت نداریم یا استرس باعث این می­شود، خیلی راحت می ­توان به آنها کمک کرد.

در حالیکه معدودی از والدین به موقع مهربان و به موقع قاطع، هرگز قاطع و جدی بودن را با عصبانیت، خشونت و سخت‌گیری یکی نمی‌دانند.

اصل مسئولیت دادن به فرزندان

فرزندان را باید به بهترین نحو به داشتن و پذیرفتن مسئولیت تشویق نماییم. به نوجوانتان مسئولیت بدهید. زمانی که به او مسئولیت می­ دهید که اتاقش را مرتب کند، نباید بگویید خوب اتاق خودش است؛ شما همین مسئولیت را به او دادید. بنابراین تحسینش کنید، از او قدردانی کنید جلو دیگران بگویید شکرخدا یاسمن کمک کارم است و اگر جدای از مسئولیتش اگر کوچکترین کاری انجام داد بگویید و به او بفهمانید و بگویید من می­ دانم وظیفه تو نیست، انتظاری هم از تو ندارم ولی این کار را که انجام می ­دهی باعث می ­شود من نگاهم به تو عوض شود و حس خوبی داشته باشم و آرام باشم و انرژی داشته باشم. وقتی اعمال غیرمسئولانه از نوجوانتان سرمی ­زند و هر کدام از والدین که دیدند او را به محیطی خلوت و صمیمی و محرمانه­ ترین فضا ببرید و به او بگویید اینجا جز من و تو و خدا کسی نیست و کار یا عمل غیر مسئولانه ­اش را متوجه شده ­اید ولی مستقیم نگویید که مال توست یه جوری ازش سوال کنید و توضیح بخواهید و نیز راه حل هم از او بخواهید و به او بگویید اگر لازم شد مسئله را با پدرش در میان می ­گذارید.(اگر مادر دیده است) اما مطمئن باشید که چون عصبانی هستید نباید فوری به پدر بگویید حداقل 24 ساعت بعد اگر خواستید با پدرش در میان بگذارید. اشتباهی که می­ کنیم فوری می­ خواهیم پدر را هم در جریان بگذاریم؛ مطمئنا این اتفاق امروز نیفتاده بنابراین اگر یکروز دیرتر بگوییم هیچ مسئله ­ای پیش نمی­ آید. وقتی آرام­تر شدم بهتر می­توانم مسئله را با پدرش در میان بگذارم و می­توان پس از شنیدن پدر، خشم او را نیز کنترل کرد.

اصل مشورت کردن و خود تصمیم گیری

با فرزندنتان رابطه برقرار کنید و با آنها مشورت نمایید. به بچه‌ها باید تصمیم‌گرفتن را یاد بدهیم. زندگی ما با تصمیم‌هایمان می­ گذرد. مهم­ترین کاری که انجام می‌دهیم تصمیم‌گیری و انتخاب است. وقتی در کودکی بچه را به مغازه می‌برید از صد لباس که در مغازه وجود دارد؛ برای اینکه او بتواند و یاد بگیرد انتخاب کند تعدا معدودی با 3 رنگ مشخص به او نشان بدهید تا کودک خودش بتواند انتخاب کند و تصمیم بگیرد که کدام لباس و رنگ را دوست دارد. برای اینکه تصمیم­ گیری را به کودک یاد بدهیم از وسایل اتاق خودش شروع می­ کنیم مثلا رنگ پرده اتاقش را انتخاب کند و یا اینکه گلدان را کجا قرار بدهد، نظر کودک را بخواهید او باید خودش تصمیم بگیرد اما اگر حتی تصمیم اشتباهی گرفت فوری به او نگویید اشتباه است. بلکه پس از اندکی و رفت و آمد و دلیل درست به او بفهمانید که این تصمیم اشتباه است. که خود نیز بتواند به اشتباهش پی ببرد.

در فرآیند تصمیم‌گیری اولین مرحله آن است که به بچه‌تان ارزش بدهید؛ امروزه در خانواده باید دربارة ‌حتی تلویزیون دیدن باید یاد بگیریم با هم یک فیلم مشترک ببینیم. برنامه ­ای را انتخاب کنیم و با هم به تماشا بنشینیم. در مورد کارهای دیگر هم مثل ‌مهمانی رفتن، مسافرت رفتن و... مشورت کنیم و رای­ گیری کنیم. گاهی اگر تصمیمی را من و همسرمان گرفتیم باید در خلوت خودمان نظرمان را یکی کنیم. خیلی وقتها هم اگر تصمیم خیلی مهمی نیست، ابتدا اجازه بدهید نوجوانتان نظرش را بگوید پس از آن یکی از شما به نفع او کنار برود. که ببیند که برای همیشه هم تبانی نیست. یعنی اگر همیشه نظرات تان یکی باشد نوجوان شک می­ کند.

در اصل مشورت کردن چند نکته هست: اینکه ما برای تو ارزشی قائل هستیم، اینکه تو را به عنوان یک شخصیت مستقل پذیرفتیم و نیز تو هم جزو افراد بالغ هستی و برای نظرت ارزش قائلیم،تو برای ما محترم هستی و مهمترین چیز این است که خود والدین به او تصمیم گیری را به آنها یاد می دهیم.

سخن آخر

خانواده محیط اصلی پرورش نوجوان محسوب می شود. رفتار و کردار اخلاقی و تامین زندگی بدون اضطراب، نوجوان را به سوی تقوا و درستکاری سوق می­ دهد. بی توجهی و سهل انگاری نسبت به تربیت نوجوان و تامین نکردن عشق، توجه، دلسوزی و راهنمایی از طرف والدین، نوجوان را به سوی بی بند و باری، نومیدی، عصیانگری می­ برد. پاسخ درست به  خواهش ­های روانی و تمایلات درونی کودک و نوجوان از اساسی ­ترین مسائل تربیتی است. حضور پویای والدین در کانون خانواده از جنبه تربیتی از اهمیت زیادی برخوردار است. بی­ تفاوتی، خونسردی و سکوت دائمی والدین تاثیر منفی بر نوجوان دارد. رابطه پویا و فعال والدین و نوجوان موجب می شود که او بدون ترس و واهمه مسائل خود را با آنان در میان بگذارد و راهنمایی بخواهد.

نظرات خوانندگان
تا کنون هیچ نظری درباره این مطلب ثبت نشده است
نظر جدید
نام*
ایمیل
نظر*

متن تصویر*
بازگشت به صفحه قبل...